تبليغاتX
مهر و مهتاب Sun and Moon
Look at your life, through heaven's eyes... You will find sth incredible!
 

 

 

 

 

اثر گروهی ساناز غلامی و فرشته زمانی و مهتاب قائمی

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 23:2  توسط مهتاب Moon  | 

 

خورشید به تصویر زمینی خود نگریست

و به خود نگریست.

.

.

.

دیگر صورت دایره وارش در آسمان نبود

دیگر بار روی وسعت زمین طلوع کرده بود...

بر روی تکه زمینی که چندی است مرز بین بودن و نبودن را فهمیده است

از همان روزی که اندکی آب برداشت و به تهی وارگی بستر خود اندیشید

بی آب شد...

.

.

. و خورشید زمین را ممد بود

خورشیدوار هزاران اشعه ی تابناک خود را در جایگاه سومین نهاد...

 

http://mahtabghaemi.blogspot.com/ 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 21:38  توسط مهتاب Moon  | 

 

مهر ومهتاب

 

مهر ومهتاب

 

مهر ومهتاب

 

مهر ومهتاب

 

مهر ومهتاب

 

 کار گروهی از فرشته زمانی و ساناز غلامی و مهتاب قائمی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 19:10  توسط مهتاب Moon  | 

 

"در هماهنگی با طبیعت" 

In Harmony with Nature

 

ترس از مرگ؟ من بهشت را در قلبم احساس می کنم، گلهای سبز را در صورتم،

جایی که طبیعت آغاز می شود

جایی که من ایستاده ام

جایی که من زاده شده ام.

Fear death? When I feel the heaven in my heart,

The green flowers in my face,

Where nature begins is

Where I stand is

Where I was born a day.

 

مهر ومهتاب

 

ترس از مرگ؟ اکنون احساس می کنم بخشی از طبیعت هستم... برای همیشه...

اکنون روح درختان را حس می کنم که به زمین تعلق دارند و همانطور به سوی من می آیند

و رویای آبی آسمان... همانطور که افکار مرا می رباید

 

Fear death? Now I feel I am a part of the Nature… forever and forever

And now I feel spirits of trees belonged to it as they run to touch me

 I can feel the blue true dream of sky as it comes to rob my thoughts.

 

مهر ومهتاب

 

مهر ومهتاب

 

ترس از مرگ؟ من... کسی که مرده بودم، دوباره زنده شدم

و این تولد زندگی ... و عشق... و خورشید...

اینک چشم های چشمان من باز می شوند

و گوش های گوشهای من بیدار

تا بشنوند آنچه زمین مادر می گوید

برای حفظ زمین.

Fear death? I who have died am alive again today,

And this is the birthday of life and of love, sun's birthday.

Now the eyes of my eyes are opened and

 The ears of my ears awake

To hear what mother earth tells us and

To look after the earth

 

مهر ومهتاب

 

 مرگ او مرگ من و تولد من تولد اوست...

Her death is mine and

My birth is hers

 

کار مشترک من و ساناز غلامی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 1:35  توسط مهتاب Moon  |